X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی

تواشیح و دعا

امام؛آنکه هنوز نمی شناسیمش...

سایه نورانیش از کوچه سار شب گذشت

کوچه از شوقش جوان شد ؛ بید ها بر گل نشست

کاسه زهری به دستش ، یادگار ِ قرنها

می خورد آهسته و می گوید او ، شکر خدا....

گر محمد (ص) با اشارت ماه را بر نیم کرد

او دل ِ یک مملکت را باغروبش پیر کرد....

نامه محبت آمیز امام را به خانمشان خوانده اید؟؟؟؟

 

تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم،متذکر شما هستم وصورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

 عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند.[حال]من با هر شدتی باشد میگذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد،خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم
حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می کند، ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم.

عجالتا تکلیف معلوم نیست، امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیمتر و بهتر است.

 خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [سیدمصطفی] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.

اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانمها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قبل همه نایبالزیاره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر [علوی] سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید
صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.


ایام عمر و عزت مستدامتصدقت. قربانت؛ روحالله

تاریخ ارسال: جمعه 13 خرداد 1390 ساعت 01:39 ب.ظ | نویسنده: وجدانے | چاپ مطلب 5 نظر